اعیاد

  • تبریک سال 96 و اعیاد رجبیه

    ضمن آرزوی داشتن سالی خوش در کنار خانواده هاتون , اعیاد رجبیه به ویژه میلاد علی ابن ابیطالب (ع) را بر شما عزیزان تبریک عرض می کنیم.

    اگر خدا بخواهد و به مدد اهل بیت (ع) , باز هم در جشن کودکانه ای دیگر در کنار شیعه کوچولو های نازنینمون هستیم.
    اطلاعیه رو خدمتتون میفرستیم,  لطف کنید و در نشر اطلاعیه ما را یاری دهید. شرمنده که با توجه به محدودیت ها و شرایطمون فعلا توفیق برگزاری جشن های متعدد رو نداریم.

    eyd

  • جشن عید سعید غدیر - بنیاد سفینه

    بنیاد سفینه آماده است تا دل شیعه کوچولو ها رو حسابی شاد کنه و اون ها رو با ولایت به صورت هنرمندانه آشنا کنه.با ما در تماس باشید.

    photo 2017 08 23 16 56 00

    @Safinehbonyad
    @SaghiKhatun

     

  • جشن عید سعید غدیر - بنیاد سفینه

    همه دعوتیییید به جشن کودکانه غدیر بنیاد سفینه
    مکان و میزبان: بلوار دادمان،ک ایمان،بن بست اول،در اول،پایگاه بسیج خواهران مسجد ثامن الايمه
    تاریخ:چهارشنبه،8 شهریور96،ساعت19 تا

    photo 2017 08 28 04 29 44

    @Safinehbonyad
    @SaghiKhatun

     

  • جشن عید سعید غدیر - هیات مهدی یاران

       ویژه کودکان سه تا نه سال
    با حضور عمو روحانی حاج آقا مهدیزاده
    زمان:چهارشنبه 15 شهریور
    ساعت:11 الی 13
    هزینه ثبت نام:هر کودک 10000 تومان
    مکان:خیابان فرجام به سمت شرق بعد از اتوبان باقری نرسیده به فلکه دوم تهرانپارس خیابان باغدارنیا (رشید شمالی)کوچه 162 غربی(حاجی عبدالمجيد) پلاک 116.
    برای ثبت نام به آیدی زیر مراجعه فرمایید
    @mahdyYaran

     

  • جشن کودکانه عید قربان در غرب تهران

    جشن کودکانه عید قربان در غرب تهران ❤️❤️❤️ ثبت نام با ارسال پیام به آیدی :
    @MiveyedelAdmin

    photo 2017 08 21 16 13 56

  • جشن میلاد پیامبر ص - دوست خوب بچه ها

    موقع ورود به بچه ها بادکنک و شکلات دادیم و با بچه ها یکم بازی کردیم تا همه جمع بش، بعد هم شعر خوانی و دست زدن حسابی و صل علی محمد..‌.

    بعد از مولودی خوانی ساده و کودکانمون، مجری وارد میشه و با بچه ها سلام و احوالپرسی میکنه، و میلاد پیامبر رو به بچه ها تبریک میگه و بهشون میگه چقدر امروز تو این جشن خوشحاله، بچه ها با شنیدن نام زیبای پیامبر، صلوات میفرستن که....

    «ننه نقلی» مهربون و دوست داشتنی هم وارد میشه و صلوات میفرسته و حسابی با مجری سلام و خوش بش و ماچ و بوسه راه میندازن، دیگه مجری انقد ننه رو سفت بغل میکنه و ماچش میکنه که اصلا ننه داشت خفه میشد، ننه هم مجری رو کنار میزنه و نفس نفس میزنه، مجری از ننه می خواد خوشحال و خوش اخلاق باشه، آخه اونجا جشن بوده، بازی و شعر و شادی بوده، تزیین و بادکنک بوده، چراغونی بوده... ولی تا ننه دست به چراغونی میرنه یهو بییییز برق میگیرتش، خاله میاد نجاتش بده که خودشم برق میگیره و صدای خنده بچه ها بلند میشه، هیچی دیگه ننه که دم به دقیقه برق گرفتگی میومد سراغش، اصلا یادش نبود برا چی اومده بوده، همش سوال میکرد، یهو شعر میخوند و .. تا اینکه مجری یکم آب به صورتش میپاشه تا دوباره ننه حالش خوب بشه

    ننه از مجری میپرسه خب حالا که تولد پیامبره هدیه به پیامبر چی دادید؟ مجری بعد کلی من و من بگم نگم میگه: یه هدیه که پیامبر خییییلی خیییلی خیلی خیلی( انقد عقب میره که میخوره زمین و دوباره خنده بچه ها) دوسش داشتن، بچه ها آماده اید با هم بگیم هدیه مونو؟ بادکنکا بالا... همه با هم: « صل علی محمد....صلوات برمحمد...»

    ننه نقلی بعد از تشویق بچه ها و مجری، میگه که تازه امروز تولد امام صادق ( ع) هم هست، بعد هم به مجری میگه که چون تولد پیامبر و امام صادقه دو تا شکلات از تو کیفم بردار، البته اولش خجالت میکشه که به تعداد بچه ها شکلات نداره که مجری خیالشو راحت میکنه که بچه ها هم تو بادکنکاشون شکلات دارن.

    مجری با اجازه ننه دست میکنه تو کیف که شکلات ها رو برداره، ولی چیزای عجیب و غریب پیدا میکنه، مثل متر، شلوار بچگونه، جوراب، نمکدون و...
    تا اینکه کلا کیف رو میتکونه رو زمین، که یه دفعه شکلات ها با چند تا گردو میریزه زمین...مجری میخواد گردو هارم بخوره که ننه میگه : بده به من، بده به من اونا مال ننمه.. نه ببخشید ننمو که خدا بیامرزه، مال نوه مه، همین طور که مجری مشغول خوردن شکلات هاس،ننه میگه این گردو ها منو یاد یه ماجرا از پیامبر انداخت، یه ماجرای گردویی از پیامبر...

    خلاصه بگم براتون که بعد کلی تعریف کردن و عجله بازی های مجری برای حدس زدن ادامه قصه، ننه قصه معروف پیامبر رو تعریف میکنه که پیامبر یه روز موقع اذان نرفتن برای نماز، یاران حضرت که منتظر ایشون بودن، یه نفر رو میفرستن دنبال ایشون، اون شخص هم میرن میبینن حضرت مشغول بازی با بچه هان، به پیامبر عرض میکنن که آقا، وقت نمازه چرا تشریف نمیارید نماز، ایشون میگن میدونم وقت نمازه منتهی الان بچه ها مشغول بازی ان و خوشحالن، اینا باید خوشحال بمونن تا من برم برای نماز، پس برید و از دخترم چند تا گردو بگیرید، حضرت گردو هارو میریزن جلوی بچه ها و وقتی میبینن بچه ها مشغول بازی و خوشحالن تشریف میبرن برای اقامه نماز( مجری هم تصاویر مربوط به قصه رو همزمان نشون بچه ها میده)

    مجری که بازی کردن پیامبر با بچه ها خیلی براش جالب بوده دلش میخواد خودشو بچه ها هم گردو بازی کنن،ولی حیف ننه چند تا گردو بیشتر نداشت، یکم فکر میکنن...آهااان، با توپ....قرار میشه بچه ها برن سراغ گردو بازی با توپ

    بازی ها: قل دادن توپ ها به سمت کله قندی های مقوایی
    هدایت توپ با پا روی مسیر نمدی و شوت کردن توپ ها توی دروازه های حلقه ای
    و در آخر بازی توپ و پارچه، همراه با پخش صدای « اللهم صل علی محمد/ صلوات بر محمد و آل محمد»

    بچه ها مشغول جمع کردن توپ ها هستن که صدای شیهه اسب پخش میشه و «اسب» وارد جشن میشه...


     
     

     

    ادامه گزارش جشن «دوست خوب بچه ها»
    @shiekuchulu

    اسب شیهه کنان وارد جشن میشه، و پیتکو پیتکو میکنه و بچه ها رو دنبال خودش میکشونه:
    پیتکو پیتکو پیتکو پیتکو
    پیامبرم محمد دوست من و دوست تو
    صل علی محمد صلوات بر محمد

    اسب بعد از یکی دو دور چرخیدن تو فضای حسینیه میره پیش مجری و بچه ها میشینن، ننه اولش خیلی میترسه و عینکشو میخواد، اون نمیفهمیده که این چه حیوونیه، دایناسوره؟ زرافس؟ یا...بچه ها میگن ننه این اسبه، ننه میگه وای مگه اسبم دعوت کرده بودید، درو وا کنید بره بیرون، یه دفعه گاو و الاغ و اردکم دعوت می کردید دیگه...
    اسب شروع میکنه به معرفی خودش و بچه ها هم با دست زدن و جواب دادن پیتکو ها، اونو همراهی میکنن:
    من اسبم و من اسبم پیتکو پیتکو
    اسب قشنگی هستم پیتکو پیتکو
    خوشحال و خندون هستم پیتکو پیتکو
    با بچه ها دوس هستم پیتکو پیتکو
    پیامبر مهربونه چون دوست هممونه

    و شیهه کنان خوشحالی میکنه و بالا پایین میپره و شعرشو تکرار میکنه، ننه اول بهش تشر میزنه که: د! سنگین رنگین باش، بچه ها یاد میگیرن و....
    بعد که اسب آروم میشه قربون صدقه اش میره که چی؟ دوست پیامبر؟ مگه تو هم پیامبرو میشناسی؟ تو با پیامبر دوستی؟
    اسب میگه بله، مجری که خیلی رابطش با اسب خوب نیست میگه چه حرفا، تو فقط یه اسبی ها، به حق چیزای ندیده، دوست پیامبر؟!
    اسب میگه: مگه چیه، بله که با پیامبر دوستم آبجی خانوم، با ایشون دوستم چون ایشون با همه عالم مهربون بودن، به همه مهربونی میکردن، حتی با حیوونا، حتی با اسبا ( اشاره به رحمه للعالمین بودن پیامبر)
    ننه حرف اسبو تایید میکنه و میگه: آفرین، با تموم اسبیش این یه حرفو درست گفت
    اسبم میگه: اتفاقا از قدیم گفتن حرف راستو باید از اسب شنید
    مجری اعتراض میکنه، ولی ننه اونو ساکت میگنه و از اسب میخواد بازم از پیامبر بگه، اسب هم که حسابی کیف کرده بود شروع میکنه به تعریف کردن قصه ای که بابا اسبی براش تعریف کرده، البته میگه که قصه اش اسبیه ها، عیب نداره، ننه میگه بگو بچه ها منتظرن...

    اسب صداشو صاف میکنه و با غرور دوباره شعر معرفی شو میخونه: من اسبم و من اسبم...تا انتها... که یهو پاش گیر میکنه به چیزی و سکندری میخوره و میفته زمین

    مجری میگه: پاشو بابا ، مثلا تو اسبی ها، الاغ که نیستی

    اسب بلند میشه و دوباره از اول شروع میکنه: من اسبم و من....
    ننه و مجری با هم میگن: ااااااه، فهمیدیم بابا اسبی، اسب، خرگوش نیستی که بچه ها این چیه، آفرین اسسسب، بقیشو بگو

    اسبم تعریف میکنه که زمانای قدیم، مردم با اسب میرفتن به جنگ، پیامبر و مسلمونا هم همینطور، وقتی اونا از جنگ برمیگشتن، پیامبر به سربازاشون میگفتن بچه ها الان منتظر مان، حواستون بهشون باشه، هر یدونه سرباز یه بچه رو برداره و بگذاره رو اسبا، یعنی مااا
    مجری: ما؟
    اسب: شما نه، مااااااا
    ننه: اوا ننه گاو اومده تو جشن
    اسب: اون ما که نه، ما، ما اسبا، خلاصه بچه ها هم کلی بازی و میکردن و کیف میکردن و میخندیدن، اونا همیشه منتظر بودن که « پیامبر» از جنگ برگردن

    تازه پیامبر نه تنها با بچه ها مهربون بودن، بلکه با ما اسبا هم مهربون بودن، همیشه میگفتن اول به اسبا آب بدید و بعدش خودتون آب بخورید ، حتی اسب خودشونو با دست خودشون سیراب میکردن و اجازه اینکار رو به یارانشون نمیدادن، اسبا هم که حسابی سرحال میشدن، میرفتن تا بچه ها با اونا بازی کنن

    بعد از تموم شدن قصه اسب، ننه هم به مجری و اسب میگه که شما هم مثل پیامبر جونمون با هم دوست و مهربون باشید.

    تازه ننه از بازی کردن بچه ها با اسب خیلی خوشش میاد، و از اسب میخواد که بازی و اسب سواری رو یادشون بده، ولی اسب میگه حیف ، شما که اسب ندارید، مجری میگه خب به همه بچه ها اسب میدیم، اسب میگه آخه جا نمیشه که، ولی مجری میگه ما الان با بچه ها « کاردستی اسب» درست میکنیم.

    بعد از کاردستی هم، همه بچه ها به دنبال آقای اسب میدون و شعر «پیتکو پیتکو، پیامبرم محمد، دوست من و دوست تو» که بالاتر آورده شد رو میخونن و با تند و کند خوندن شعر، سرعت اسب سواریشونو کم و زیاد میکنن.

    در آخر هم پذیرایی مختصر از بچه ها و خداحافظی
    دست علی یارتون/ خدا نگهدارتون

    ان شا الله به زودی متن کامل گفتگو و شعر مولودی و... رو در سایت شیعه کوچولو خواهیم گذاشت. سعی بر خلاصه نوشتن بود ولی باز بعضی جاها دیالوگ ها رو آوردیم که جالب تر و خواندنی تر باشه
    امیدواریم که استفاده بشه

    کاری از «گروه کودکانه شیعه کوچولو» با همکاری «حسینیه کودکه چشمه»

     

  • دوست منه، پیامبر مهربونه پیامبر

    گروه کودکانه «شیعه کوچولو» با همکاری «حسینیه کودک چشمه» برگزار می کند:

    جشن « دوست خوب بچه ها»
    یه جشن شاد و خاطره انگیز از میلاد پیامبر مهربونی ها حضرت محمد (ص) و امام صادق (ع)، پر از بازی و نمایش و کاردستی و....برای کودکان ۳تا ۷ سال
    زمان: سه شنبه، ۶آذر، ساعت ۱۵الی ۱۶:۳۰
    مکان: شهرک اکباتان، فاز دو، میدان شهید صارمی رو تا انتها و به سمت جنوب بیاید، روبروی بلوک ۱۹، دارالقرآن عشاق المهدی(عج)
    آیدی ثبت نام: @shiekuchuloo
    لینک کانال شیعه کوچولو در نرم افزار های بله، ایتا و سروش: @shiekuchulu
    لینک کانال حسینیه کودک چشمه:
    Sapp.ir/hkcheshme

  • شعر "امام علی (ع) جونمه"

    این شعر رو همراه با ورزش پروانه برای بچه ها بخونید, بچه ها باید همین طوری که میپرن و دست میزنن "علی" ها رو جواب بدن:

    امام علی جونمه
    آیین و ایمونمه
    امام علی امامه
    امام شیعیانه
    ای بچه بازیگوش
     اینو حسابی کن گوش
    آخرشم بگو علی
    امام اول و ولی
    حالا یک دو سه
    امام اول :علی
    یار پیمبر : علی
    ساقی کوثر: علی
    نور ولایت: علی
    همسر زهرا: علی
    قهرمون اولی
    مولا امام علی
    دوسش داریم یه عالمه
    هر چی بگیم بازم کمه

    تهیه شده در "گروه کودکانه شیعه کوچولو"

  • شعر "قطار بازی" به مناسبت میلاد حضرت علی (ع)

    بچه ها به حالت قطاری پشت هم حرکت میکنن و این شعر رو میخونیم:

    هو هو چی چی
    هو هو چی چی
    داریم میریم تولد
    تولد آی تولد
    سوار قطار بادیم
    وای ک چقدر زیادیم
    آهای آهای قاصدکم (بچه ها دستاشون رو سمت راست صورتشون میگیرن و دست میزنن)
    بانمکم خوشگلکم (دستاشون رو سمت چپ صورتشون میگیرن و دست میزنن)
    ب ما بگو جشن چیه؟
    روز تولد کیه؟
    جشن تولد اماممونه
    امام علی تو قلبامون میمونه


    هو هو چی چی
    هو هو چی چی
    داریم میریم تولد
    تولد آی تولد
    تو جشن مولا هستیم
    دست توی دست نشستیم (همه بچه ها مینشینن)
    حالا بلند میشیم باز (بچه ها بلند میشوند)
     غنچه داره میشه باز
    به ما بگو جشن چیه؟
    روز تولد کیه؟
    جشن تولد اماممونه
    امام علی تو قلبامون می مونه

    تهیه شده در "گروه کودکانه شیعه کوچولو"

  • شعر عید غدیر

    به به رسیده    یک عید زیبا
    این عید مبارک     بر کل دنیا
    عید غدیر و        عید ولایت
    اقا علی جان      جانم فدایت

    مثل گل ها زیبایی         علی جان
    امام خوب مایی           علی جان
    تو قلب بچه هایی        علی جان
    یار ما شیعه هایی         علی جان
    نام زیبای تو را          دارم دوست
    هم بچه های تورا      دارم دوست
    علی علی علی جان     علی جان

    قوی ترین اقایی        علی جان
    تو بهترین بابایی         علی جان
    به به چه با صفایی      علی جان
    تو همسر زهرایی         علی جان
    بر دشمن زهرایت        لعنت باد
    بر خصم بچه هایت     لعنت باد
    علی علی علی جان         علی جان

    حسین و حسنت را       دارم دوست

    عباس و زینبت را         دارم دوست
    علی علی علی جان(۴)

  • شعر کودکانه به مناسبت میلاد حضرت علی (ع)

    نور خدا تولدت مبارک
    امام علی تولدت مبارک
    یار نبی تولدت مبارک
    امام علی تولدت مبارک
    بر ما ولی تولدت مبارک
    امام علی تولدت مبارک
     شیر خدا تولدت مبارک
    امام علی تولدت مبارک
    مولا علی تولدت مبارک
    امام علی تولدت مبارک
    نور هدی تولدت مبارک
    امام علی تولدت مبارک
    ابوتراب تولدت مبارک
    امام علی تولدت مبارک

    تهیه شده در "گروه کودکانه شیعه کوچولو"

  • شعرهای جشن میلاد امیر المومنین (ع)

    چند تا از شعرایی که قراره تو جشن خونده بشه و بازی کنیم رو به اشتراک میگذاریم که ان شا الله در این ایام ولادت استفاده کنین و به بعد از جشنمون موکول نشه, البته گزارش بعد از جشن سر جاشه

    مامان هایی هم که قراره کوچولو هاشون رو به جشن بیارن میتونن شعر هارو با بچه ها بخونن که به گوششون آشنا باشه

    شعرهای جشن میلاد حضرت علی ع

  • گزارش کامل جشن "مروارید های بهشتی" (میلاد حضرت معصومه (س) و روز دختر)

    هنگام ورود, به بچه ها "انگشتر شادی" اهدا می شود, کش سر های خیلی کوچکی که روبان های رنگی به آن وصل شده است تا موقع دست زدن زیبا تر شود. و بعد از چند بازی گروهی جشن آغاز میشود:

    photo_2017-07-25_13-02-00.jpg

کانال بله شیعه کوچولو