"جشن کبوتر کوچولو حرم" سال ۹۶

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 5.00 (1 رای)

به نام خوب خدا
 خدای آسمانها
 خدای دشت و صحرا
 خدای کل دنیا
آفرین بچه ها اول هر کار چی باید بگیم: بسم الله الرحمن الرحیم
و سپس مجری ادامه می دهد: وقتی میگویم سلام
گل میریزه از لبام
میاره شادی ها رو
 گلی به نام سلام
مجری ادامه می دهد : بچه های گلم سلام.
بچه ها: سلام.
عزیزای دلم سلام.
بچه ها: سلام
مجری : اصلا من وقتی شماها رو میبینم انرژی می گیرم، میدونید چرا؟ چون لباتون خندونه, چون لپاتون قندونه، قنداش چیه دندونه، دندوناتون کو؟ بخندین تا ببینم.(خنده بچه ها) آفرین بخندین که امروز روز جشن و شادیه، جشن چی؟ جشن تولد امام رضا(ع). امام چندم؟ آفرین امام هشتم، حرمشون کجاست: مشهد.


بچه ها امروز کلی بازی و شعر و شادی و بپر و بپر و کاردستی داریم تازه یه مهمون خوب و دوست داشتنی هم داریم. اگه گفتید کی؟ ننه جون! کجایی بیا دیگه بچه ها منتظرن.
ننه: سلام ننه، به به چه گلایی چه سنبلایی به به همه بچه ها جمع اند.
مجری: دست بزنید به افتخار ننه، خوش اومدید ننه به جشن ما. حالتون خوبه؟
ننه: بله ننه الحمدلله خدا رو شکر خوبیم ننه این شیعه کوچولو ها رو هم که میبینم که اومدن جشن تولد امام رضا حالم بهتر میشه اصلا ببینم مگه امروز تولد امام رضا نیست؟ پس چرا اینا ساکت اند ننه. پاشین دست بزنید ببینم.
مجری و ننه: از راه دور باشادی  
با اون دلای کوچک
همه میگیم رضا جان  
تولدت مبارک(2)  
ننه: به به چه بچه های خوبی،سرحال شدم ننه.
مجری: خوب، چه خبرا؟
 ننه: راستش ننه ما بلیط گرفتیم انشاالله واسه تولد امام رضا اگر قسمت بشه بریم مشهد زیارت آقامون علی بن موسی الرضا.
مجری: به به خوش به حالتون، دعوت شدید پیش امام رضا چه عالی کاشکی ماهم می تونستیم بیایم.
ننه : آخ آره ننه انشاالله همه با هم قسمتمون بشه بریم البته الانم تنها نمیرم با نوه ام قراره برم, گلدونه.
مجری: بچه ها یادتونه گلدونه رو که جشنمون اومده بود راستی ننه مگه گلدونه قرار بود بیاد اینجا ما که ندیدیمش شما ندیدینش بچه ها؟
ننه : آره ننه جون قرار بود بیاد توجشن بچه گونه شما شرکت کنه دیگه.
مجری: نه ننه ندیدیم.
ننه : ای بابا من که اومدم دنبال اون یعنی کجاست؟ بلیط قطار داریم، میترسم دیر شه از قطار جا بمونیم
مجری: ننه شما با قطار میخواید برید خسته نمیشید؟
ننه : چرا خسته بشم؟
مجری: آخه قطار هی تلق وتلوق تلق و تلوق تکون میخوره خوب آدم خسته میشه دیگه کاش با هواپیما میرفتی.
ننه: وا ننه چه فرقی میکنه قطار یا هواپیما, انقدر زیارت شیرین و دلنشینه که آدم هر چقدر تو راه سختی بکشه وقتی نگاهش به گنبد طلای امام رضا میفته خستگی راه از تنش در میره، بعدم اصلا قطار و هواپیما نمیخواد که.
مجری:یعنی چی نمیخواد ننه یعنی با ماشین؟ آره خب اونم میشه خیلی هم کیف میده.
ننه: نه ، منظورم اینه که واسه زیارت رفتن حتما لازم نیست آدم بره تا مشهد از همین جا هم میشه آدم کبوتر دلش رو روونه ی حرم امام رضا کنه و یه سلامی به آقا بده.
مجری :چه جوری؟
ننه: اینجوری:
سلام ما برشما
 آقا علی موسی الرضا.
ما شما رو دوست داریم
دعاکنید برا ما.
مجری: ههه چه جالب ننه .
ننه: آره ننه اصلا من نمیدونم شما جوونا چرا همه چی رو سخت میگیرید ننه.
مجری: يادش بخير ننه پارسال شما وقتي اومديد تو جشن ما تازه از سفر زيارت مشهد اومده بوديد .
ننه : آخ آره ننه يادش بخير عجب سفر خوبي بود
مجري : آره ننه يادش بخير تازه براي بچه هاي جشن ما هم كلي سوغاتي آورده بوديد .هي چه خاطرات خوبي
ننه : اين دفعه هم دست خالي نيومدم ننه .براي بچه ها عيدي آوردم .عيدي عيد ميلاد امام رضا جون
مجري : آخ جون ننه


ننه : من برم هم عيدي هاتون رو بيارم هم برم اين نوه گلم رو پيدا كنم ببرمش زيارت .طفلي بچه بار اولشه مي خواد بره زيارت, خب ننه من برم ديگه .ببينم اين دختر كجاست .خداحافظ ننه . نرويدها تا من عيدي هاتون را هم بياورم, فعلا خدافظ

مجري : آخي خوشبحال ننه و گلدونه قراره برن زيارت
منم دلم هواي زيارت كرد.دلم خواست برم مشهد .بچه ها مي خواهيد ماهم از راه دور سلام بديم ب امام رضا ؟ ميخواهيد ما هم كبوتر بشيم و بريم جلو گنبد و سلام بديم ؟ همه كبوتر بشيد .دستاتون رو باز كنيد .كبوتر ها چي ميگن ؟ بق بق بقو بق بق بقو
همه بچرخند و بخونند :
 كبوترهاي حرميم بق بق بقو بق بق بقو (٢)
زائراي امام رضا بق بق بقو بق بق بقو(٢)
وقتي جلوي گنبد رسيدند مجري ميگويد ايييييست رسيديم ، حالا سلام بديد .دستاتون رو بذاريد روي سينه :امام مهربان سلام عليك / عزيز بچه ها سلام عليك / زيارت اومدم اي رضا رضا / دعايم كن آقا سلام عليك

بعد براي بچه ها شعر رضا رضا خوانده شود و پخش شكلات

من كه كبوتر دلم ، انس گرفته با رضا( 2)
مي شنوم زقدسيان ، زمزمه رضا رضا
 رضا رضا امام رضا(2 )
رضا غريب الغربا ، رضا معين الضعفا( 2)
در حرمت گرفته ام ، ذكر رضا رضا رضا
 رضا رضا امام رضا(2 )
رئوف اهل بيتي و ، صفاي عاشقان توئي( 2)
صفا و مروه ميكند ، با حرمت صفا رضا
 رضا رضا امام رضا( 2)
من كه به بوي مغفرت ، به بارگاهت آمدم( 2)
 اگر ز در برانيم ، كجا روم رضا رضا
رضا رضا امام رضا (2)


ورود گلدونه..... رضا رضا امام رضا......
آخ جون امروز روز جشنه عید اومده.
مجری: سلام گلدونه، خوش اومدی، خوبی گلدونه خانم؟ شنیدم میخوای با ننه نقلی بری مشهد، خوش به حالت.
گلدونه: آره خاله. خیلی خوشحالم. آخه من تا حالا مشهد نرفتم. دفعه اولمه.
مجری: بله، خیلی خوبه آدم دفعه اولی که میره زیارت، هر آرزویی هر دعایی کنی انشاالله مستجابه، مخصوصا که کوچولو هم هستی و هیچ گناهی نداری.
گلدونه:آره خاله من خیلی خوشحالم, فقط میترسم چون قراره با قطار بریم, تو قطار حوصله ام سر بره, اخه راه خیلی طولانیه
مجری: نگران نباش, من یه بازی نشستنکی یادت میدم که تا اونجا حوصله ات سر نره
گلدونه?چه بازی
مجری: بازی لی لی حوضک امام رضایی
خوب گوش بده تا یاد بگیری, بچه ها شما هم خوب نگاه کنید و گوش بدید:

"بازی لی لی حوضک امام رضایی"

لی لی لی لی حوضک
تولد امام رضا جونم مبارک
چند نفر بودند که می خواستند برن زیارت
اولی گفت زینگ زینگ
یالا سریع بیدار شید
دومی گفت هوهو چی چی
همگی سوار قطار شید
سومی گفت شکر خدا
داریم میریم زیارت امام رضا(ع)
چهارمی گفت نبات و زرشک و زعفرون
دعا برای بچه ها
انگشت شست      دلش شکست
چون که بلیط ندارم
به این سفر نمی رم
کاشکی کبوتر بودم
پر و پر و پر می زدم
به دور گنبد طلا
چرخ و چرخ و چرخ می زدم
زیارت امام رضا
چه با صفاست آی بچه ها

گلدونه: چقد قشنگ بود خاله, منم یه بار بخونم ببینم یاد گرفتم یا نه (تکرار بازی)

گلدونه: ولی خاله, ننه میگه بعضی وقتا که دور حرم خیلی خیلی شلوغه، ما نباید همدیگر و هل بدیم و بریم جلو چون امام رضا جون خودش گفته من کسی رو دوست دارم که با مردم خوش رفتارتر باشه.
مجری: آفرین گلدونه، ننه درست میگن وقتی میریم زیارت نباید همدیگرو هل بدیم خدایی نکرده مردم آزاری کنیم باید از دور وایسیم و به امام رضا سلام بدیم.چون ما هر جایی که یاد امام رضا کنیم و بهشون سلام بدیم امام رضا صدای ما رو میشنوه.
گلدونه: چقدر خوب خاله امام رضا چطوری صدای این همه آدمی که اومدن زیارت رو میشنون؟
مجری: میدونی خاله، کنار هر کدوم ما یه فرشته اس که وقتی دعا میکنیم یا سلام میدیم به امام رضا اون فرشته سلام و دعای ما رو میبره خدمت امام رضا.
گلدونه: راستی خاله, ننه یه چیزای جالبی تعریف میکنه از بچگیاش, میگه وقتی کوچولو بوده, قد من بوده رو دوش باباش میشسته و میرفته دست میزده به ضریح, منم میخوام همینکارو کنم و برم رو دوش بابام زیارت کنم, خیلی کیف میده
محری: آره همه بچه ها این خاطره قلندوش بابا شدن و دست زدن به ضریح رو دارن, بچه اینجا کیا رفتن مشهد? کیا نشستن رو دوش بابا و بابابزرگ و دست زدن به ضریح امام رضا? ان شا الله قسمت همه اونایی که تا حالا مشهد نرفتن هم بشه و زود و زود برن زیارت
گلدونه: خب خاله جون من زود برم ننه رو پیدا کنم که یه وقت از سفر جا نمونم.
مجری: برو خاله، تا تو بری ننه رو پیدا کنی، ما هم با بچه ها یکم بازی کنیم. انگار خسته شدن.


بازی:
یک که میگم دست دست دست دست
دو که میگم پا پا پا پا
سه که میگم بپر بالا ایشالا بریم زیارت امام رضا
چهار که میگم چرخ چرخ چرخ چرخ
پنج که میگم پر پر پر پر
شش که میگم بپر بالا ایشالا بریم زیارت امام رضا.
 
بازی بعدی, بازی پارچه و بادکنک است, با تکرار شعر رضا رضا...

بعد بچه ها با توپ به ریسه ای که از لیوان یکبار مصرف درست شده شلیک میکنند. (با شعر:
 حالا حالا حالا حالا
همه توپا به بالا
میخوایم عیدی بگیریم
از حضرت زهرا)

بعد از بازی ها, ننه نقلی و گلدونه وارد جشن می شوند.
مجری: اااا بچه ها, خداروشکر, بالخره ننه نقلی و گلدونه به هم رسیدند.
ننه: وا آره دیگه ننه, بالاخره که همدیگرو پیدا می کردیم, نمیشه که من بی نوه ام برم مشهد
محری: ای بابا ننه من که منظوری نداشتم, خب حالا کی می خواهید برید?
ننه?ان شا الله همین امروز
گلدونه:آخجون, هوراااا, امروز میریم زیارت, بالخره من گنبد و گلدسته امام رضا رو میبینم.
مجری: خوش بحالتون, ولی باید قول بدید وقتی چشمتون افتاد به گنبد امام رضا برای ما هم دعا کنید و از طرف ما هم سلام بدیدا
گلدونه: چشم خاله حتما
ننه: حتما ننه جون
مجری: بچه ها دوس دارید ما هم یه گنبد و گلدسته امام رضا پیشمون بود که هر وقت اونو می دیدیم یاد امام رضا می افتادیم و به ایشون سلام میدادیم?
ننه: وا ننه چجوری
مجری: کاری نداره که ننه, با این کاردستی کارت پستال گنبد و گلدسته امام رضا
بعد از توضیح کاردستی, ننه و گلدونه خدافظی میکنند و از جشن خارج میشن, البته قبلش به مجری اهدای عیدی هارو یاداوری میکنند.
و بعد بچه ها مشغول درست کردن کاردستی می شوند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

همکاران و دوستان شیعه کوچولو

بنیاد تخصصی کودک و ولایت بنیاد تخصصی کودک و ولایت
گروه کودکانه فرشته های کوچولو- ورامین گروه کودکانه فرشته های کوچولو- ورامین
گروه تخصصی کودک بچه شیعه- اصفهان گروه تخصصی کودک بچه شیعه برگزار کننده جشن ها و مراسمات ویژه کودکان در اصفهان
ممکنه خیلی از شما ها تو شهرای دیگه باشید و نتوانید تو این جشن ها شرکت کنید یا حتی تو همین شهر باشید و براتون امکانش وجود داشته باشه تعدادی از بچه هارو تو مهد یا منزل یا حسینیه محلتون جمع کنید و دوست داشته باشید یه خاطره خوب و شاد از مجلس اهل بیت (ع) , براشون ایجاد کنید.

کانال بله شیعه کوچولو