گزارش جشن "تولد خورشید و ستاره" به مناسبت میلاد پیامبر (ص) و امام صادق (ع)

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 4.75 (2 رای ها)

گزارش جشن "تولد خورشید و س" به مناسبت میلاد پیامبر (ص) و امام صادق (ع)

هنگام ورود بچه ها به حسینیه به همشون نی های شادی داده شد, نی هایی که ریسه های رنگی داشت و قرار بود بچه ها در طول جشن با تکون دادنشون شادی کنند و صلوات بفرستند: صل علی محمد/ صلوات بر محمد

قبل از شروع جشن چند تا بازی گروهی با بچه ها انجام دادیم تا حسابی آماده جشن بشوند, بازی هایی مثل رشته به رشته, فرشته ها دست می زنند و کوچولو بچرخ میچرخم....

مجری جشن رو با سلام و احوالپرسی و تبریک عید شروع می کنه 

نی شادی


یک و یک و یک      به نام خدا
دو و دو و دو         سلام بر شما
پیامبر عزیز ما
وقتی می رفت تو کوچه ها
خنده به لب سلام می داد
به هر کی حتی بچه ها
بچه ها سلام, حالتون خوبه, دماغا چاقه؟ یعنی چی؟ یعنی سرحال هستید؟ عیدتون مبارک, اگر گفتید چه عیدی؟
ننه نقلی ناگهان وارد جشن میشه و میگه:"عید تولد دو نور زیبا"
مجری: اااا سلام ننه, شما هم اومدید, چه خوب شد که زود اومدید, چه خبرا ننه؟
ننه نقلی:سلام ننه, خداروشکر, ماه ربیع مبارک, امروز هم که جشن تولد پیامبر و نوه ایشون امام صادقه ننه
 همه شادی میکنند و جیغ و دست و هورا.... و بعد هم مجری می گوید :بچه ها حالا که امروز تولد پیامبرمونه بیاید یه جور دیگه شادی کنیم, نی ها رو بگیرید بالا و بگید:
صل علی محمد        صلوات بر محمد
بچه ها و ننه نقلی هم با نی های رنگی تند و تند صلوات می فرستند.
مجری: اااا راستی ننه, اون موقع که شما وارد شدید در مورد امروز چی گفتید؟ گفتید "تولد دو نور زیبا و روشن"؟؟!!!
ننه نقلی: بله ننه, پیامبر ما حضرت محمد (ص) مثل خورشید تو آسمون میمونه و امام صادق (ع) هم مثل یکی از ستاره های همون آسمونه
مجری:یعنی چی ننه؟ پیامبر مثل نور و خورشید میمونه؟؟؟!!!
ننه نقلی:ننه می خواهی بدونی چرا من میگم پیامبر مثل نور خورشید و امام صادق مثل نور ستاره است؟
مجری: بله ننه, هم من می خواهم بدونم هم بچه ها, مگه نه بچه ها؟
ننه نقلی:ببین ننه جون, وقتی یه جا نور و روشنایی باشه, آدم بهتر میبینه, اسباب بازی هاشو بهتر میبینه, حواسش هست پاشو تو چاله چوله نگذاره ننه, زمین نیفته, ولی وقتی تاریک باشه, نور نباشه, آدم چشمش هیچ جارو نمیبینه
مجری: راستی ها ننه, وقتی "نور" باشه آدم چشمش همه جارو میبینه
ننه نقلی:بله, پیامبر ما هم مثل خورشید و امام صادق هم مثل ستاره ی روشن, نور دارن که قراره راه زندگی ما رو روشن بکنند که ما ببینیم که توی زندگی چه کارهایی خوبه, چه کارهایی بده, چه کارهایی رو انجام بدیم میفتیم  تو چاله های شیطون بدجنس بلا و چه کارهایی رو انجام بدیم راهمون رو پیدا می کنیم و به جاهای خوب و بهشت می رسیم.
مجری: بله ننه, شما درست میگید, اون روزهایی هم که پیامبر (ص) بدنیا اومدند مثل یه نور تو شهر خودشون درخشیدند.
راستی بچه ها, شما قصه بدنیا اومدن پیامبر رو می دونید؟ دوست دارید بدونید؟
ننه نقلی:بله, دوست داریم, بگو خاله جون تا بچه ها هم قصه بدنیا اومدن پیامبر رو بشنون.
مجری:باشه, پس یه بار دیگه نی هارو بگیرید بالا تا یه صلوات شاد بفرستیم تا قصه مون رو شروع کنیم:
ذکر خدا, ذکر ملک, ذکر تموم عالم
صل علی محمد و آله و سلم (۴)

در ادامه مجری هم برای بچه ها قصه بدنیا اومدن پیامبر (ص) و اتفاقات عجیب هنگام تولد پیامبر رو تعریف میکنه, اتفاقاتی مثل فریاد شیطون از شدت عصبانیت, تابیدن نوری تو آسمون و افتادن مجسمه هایی که آدم بد ها برا خودشون می ساختند و الکی براشون نماز می خوندند.
ننه نقلی: ننه بارک الله, خیلی قشنگ بود.
مجری:بچه ها حالا که انقدر خوب قصه رو گوش دادید آماده اید یه بازی پر هیجان بکنیم تا حسابی پر انرژی بشیم؟
ننه: پس ننه, تا شما بازی میکنید من هم برم هدیه ها و عیدی بچه ها رو بیارم...

بعد قصه نوبت میرسه به بازی, بازی "پرتاب بادکنک از روی دیوار پارچه ای", بچه ها بعد از صلوات های شادی که فرستادند دو گروه شدند و دو طرف پارچه رنگی ایستادند و به هر کی یه بادکنک داده شد, اون ها باید وقتی مجری شعر می خوند هر چی بادکنک میومد سمتشون رو زود پرت می کردند اون ور دیوار, یعنی سمت گروه مقابل و هیچ کس نباید بادکنک رو در دست میگرفت و یا اجازه می داد بادکنکی سمت دیوار خودش رو زمین بیفته, بچه ها هم که عاشق بادکنکن خیلی خیلی این بازی پر تحرک رو دوست داشتند, هر وقت هم مجری شعرشو قطع میکرد باید بی حرکت می شدند , شعر مجری هم این بود:


نور نور اومد     محمد(ص) اومد
صل علی محمد      صلوات بر محمد
نور نور اومد      امام صادق(ع) اومد
صل علی محمد      صلوات بر محمد

بعد از بازی بادکنک نوبت رسید به مولودی خونی و پخش شکلات, یه مولودی کودکانه به مناسبت میلاد پیامبر(ص):

هزار هزار ستاره/ از آسمون میباره
شادی فراوون شده/ هیچ کسی غم نداره
تولد پیامبره دوباره (۲)

گل گل گل, گل اومد/ به به به بهاره
کبوتر نامه بر/ پیام شادی داره
تولد پیامبره دوباره (۲)

بلبل شاد و خندون/ رو تاب گل سواره
چه چه چه میخونه/ چه شور و حالی داره
تولد پیامبره دوباره (۲)

(شاعر:ناشناس)

بعد از دست و شادی, مجری برای بچه ها درباره کارهای خوبی که پیابر(ص) سفارش کردن توضیح می دهد:
بچه ها یادتونه  ننه نقلی گفتن پیامبر (ص) و امام (ع) چراغ راه زندگی ما هستن, نور زندگی ما هستن, این یعنی چی؟یعنی ا باید ببینیم اونها چه کارایی میکردن یا چه کارایی رو به ما سفارش کردن که ما هم اون کار های خوب رو انجام بدیم تا مثل اونها به بهشت میریم و خداجون خیلی خیلی دوستمون داشته باشه, مثل چی؟ مثل هدیه دادن, پیامبر گفتن به کسانی که دوستشون داریم هدیه بدهیم که هم محبت رو بینمون زیاد میکنه هم نشانه تشکره.
مجری در ادامه از بچه ها میپرسه :دیگه چه کارهایی, اصلا بیاید یه بازی کنیم, من پانتومیم یه سری از این کارهای خوب و سفارش های پیامبر رو اجرا میکنم و شما باید حدس بزنید اون چه کاریه, بعد هم خودتون اداشو در بیارید, تو این قسمت جشن خیلی به بچه ها خوش گذشت چون اون ها خیلی از ادا در آوردن خوششون میومد, کارهایی نظیر مسواک زدن, عطر زدن, مو شانه کردن, نماز خوندن, قرآن خوندن, سلام کردن, وضو گرفتن, محبت به پدر و مادر... در آخر هم همه بچه ها رفتن پیش مامانا و ماماناشونو بوسیدن که ادای سفارش آخر رو هم دراورده باشن.


در همین لحظه ننه نقلی با عیدی های خوبش وارد شد, عیدی ننه به بچه ها کتاب "ده پند پیامبر (ص)" بود, مجری هم از این عیدی جالب خیلی خوشحال میشه و برای ننه توضیح میده که همین الان داشته با بچه ها چه بازی ای می کرده, چند ورق از کتاب رو هم نشون بچه ها میده که هم بچه ها تصویر کارهای خوب رو ببینن هم بدونن بعدا میتونن با ماماناشون شعر و حدیث مربوط به اون سفارش رو هم بخونن. بعد از اهدای کتاب بچه ها صلوات شادی میفرستند, ننه هم براشون توضیح میده که این صلواتی که شما الان فرستادید چقددددر ثواب داده, تازه دعای مستجابم هست, اگر هم قبل و بعد دعا هاتون صلوات بفرستید خدا اون دعا رو زودتر قبول میکنه, حتی وقتی مشکل و گرفتاری ها مون زیاد میشه امامای خوب ما به ما توصیه کردند که به پیامبر و آلش صلوات بفرستیم تا زود زود گرفتاری مون حل بشه, بعد هم براشون معنی آل پیامبر رو میگه, یعنی بچه های پیامبر که همون اماما و ستاره های دور خورشید پیامبر هستند و راه زندگی مارو روشن می کنند.
تازه آخر سر هم ننه به عنوان عیدی آخر یه مولودی زیبا به مناسبت میلاد امام صادق (ع) برای بچه ها میخونه
و همه دست می زنند:

سلام ما بچه ها  به روح پاک آقا 
 امام جعفر صادق امام شیشم ما
 مکتب ما شیعه ها  پیروی راه اوست
 ما بچه های شیعه  خیلی اونو داریم دوست
 تولد این امام  هفدهم ربیعه
 همون روزی که شادن  تموم اهل شیعه
 پیامبرم تو این روز  پاشو گذاشت تو دنیا
 میلاد دوتا نوره  دو مرد پاک و والا

  (شاعر:ناشناس)
بعد هم از پیش بچه ها خداحافظی میکنه تا زود بره و عیدی نوه اش رو هم بده, ولی این آخر جشن ما نبود.

بچه ها همه به صف شدند و قطار بازی کردند. همراه با شعر "هو هو صدا میاد صدای چی...." بعد هم باید وارد تونل ها می شدند و از ایستگاه ها توپ های رنگی و سایر وسایل رو بر می داشتند تا با اون ها کاردستی "گل صلوات" رو درست میکردند.
جشن ما با یه پذیرایی کوچولو به اتمام رسید.
طراحی و اجرا: گروه کودکانه شیعه کوچولو

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

همکاران و دوستان شیعه کوچولو

بنیاد تخصصی کودک و ولایت بنیاد تخصصی کودک و ولایت
گروه کودکانه فرشته های کوچولو- ورامین گروه کودکانه فرشته های کوچولو- ورامین
گروه تخصصی کودک بچه شیعه- اصفهان گروه تخصصی کودک بچه شیعه برگزار کننده جشن ها و مراسمات ویژه کودکان در اصفهان
ممکنه خیلی از شما ها تو شهرای دیگه باشید و نتوانید تو این جشن ها شرکت کنید یا حتی تو همین شهر باشید و براتون امکانش وجود داشته باشه تعدادی از بچه هارو تو مهد یا منزل یا حسینیه محلتون جمع کنید و دوست داشته باشید یه خاطره خوب و شاد از مجلس اهل بیت (ع) , براشون ایجاد کنید.

کانال بله شیعه کوچولو